سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
جمشید عز یز پو ر
هرکس سه بار بر تو خشمگین شد و درباره ات سخنی ناروا نگفت، او را به دوستی بگیر . [امام صادق علیه السلام]
 

دوشنبه 23 اردیبهشت 87 , ساعت 2:26 عصر

شعری از جمشید عزیزپور


بیرون سر می بریدند


کم من یک مشت ارزن به مرغ عشقم دادم


و اتاقم را با پرده آبی جدا کردم


صدای خون در خرخره می آمد


که من دراز کشیدم روی رخت خواب ابری پریشان .


همه چیز تمام شد با بردن سینی گوشت قربانی


 تا خوان همسایه .



لیست کل یادداشت های این وبلاگ